اول سنگهای بزرگ زندگیتان را کنار بگذارید

استاد در کلاس درس خود،کوزه ای را پراز ۱۲ عدد قلوه سنگ کرد واز دانشجویان پرسید ،ایا کوزه پر شده است ؟جواب دادند:بله واین بار شن را داخل ریخت وتکان داد واین سوال راتکرار کرد در جواب همه گفتند : خیر .کوزه را پراز آب کرد وهمه سکوت کردند استاد گفت:(نکته ای که دراین مثال نهفته چه بود وچه آموختید)هرکس نظری داد اما خود استاد فرمودندکه:(حقیقتی که ازاین مثال می توان آموخت این است که اگر سنگهای بزرگ را اول نگذارید ،هیچ فرصتی برای پرداختن نخواهید یافت) در زندگی هم اول باید کارهای بااهمیت مثل سنگهای بزرگ را انجام دهیم وکارهای کوچک را بعداْ انجام دهیم در غیر این صورت کارهای بزرگ(شغل،عشق،تحصیل...) کم اهمیت می شوند

روانشناسی رنگ چشم ها

 


معمولا انسان ها برای به دست آوردن شناخت بیشتر از دوستان و اطرافیان خود و یا شناخت سطحی از کسانی که برای اولین بار با آنها رو به رو می شوند به گزینه های مختلفی پناه می برند که حدس زدن شخصیت طرف مقابل از روی لباس پوشیدن ،امضا و یا شیوه دست دادن او از جمله این امور است.

شناخت شخصیت افراد از روی رنگ چشم گزینه جدیدی است که در روابط انسانی بی تاثیر نبوده و چنانچه درست به کار رود مشکلات زیادی را حل خواهد کرد . مطلب زیر که توسط یکی از انجمن های اینترنتی عربی منتشر شده است به بررسی انواع رنگ چشم و شخصیت دارندگان آن می پردازد.


 
رنگ چشم سبز

رنگ چشم سبز نشان دهنده آن است که صاحبان آن شخصیتی قوی و اراده ای بالا دارند. در تصمیم گیری ها، خیلی محکم عمل کرده و تا حدی خود رای و مغرور هستند.این افراد اعتماد به نفس بالایی دارند و در کمک به دیگران سعی می کنند تا آخرین توان خود را مصرف کنند.


رنگ چشم آبی

دارندگان چشم های آبی دارای نگاهی عمیق بوده و شخصیتی حساس و شفاف دارند. این افراد به راحتی فکر و نظر خود را به دیگران تحمیل می کنند و به همین نسبت جرات و شجاعت ویژه ای هم به خرج می زنند. قابل توجه است که بیشتر چشم آبی ها طبیعت و احساساتی هنری و ملموس دارند.


 
رنگ چشم مشکی

صاحبان چشمان مشکی انسان هایی رویایی هستند که در فضای شاعرانه ای زندگی می کنند و همچنین بسیار دست و دل باز هستند. بسیار سعی می کنند با هر چه دارند به دیگران کمک کنند .این افراد همچنین دارای خلق و خوی اجتماعی و احساسات ظریف هستند.


رنگ چشم قهوه ای

چشم قهوه ای سنبل مهربانی و محبت است و هر چه تیره تر باشد مهر و محبت صاحبش بیشتر است. چشم قهوه ای ها بسیار خون سردند و هر چه را که می خواهند به راحتی تصاحب می کنند. چنین به نظر می رسد که این افراد معنای عصبانیت را نمی شناسند و از آرامشی تمام نشدنی بهره مندند.


رنگ چشم خاکستری

صاحبان چشم های خاکستری دو دسته هستند ، یا از شخصیتی آرام و با اعتماد به نفس برخوردارند و یا شخصیتی عصبی و انقلابی دارند و همیشه به دنبال آرامش می گردند ولی در مجموع انسان هایی سرسخت و سنگین دل هستند.


رنگ چشم عسلی

با وجود اینکه چشم عسلی ها انسان هایی خوش قلب هستند ولی با دیگران صریح نیستند. این افراد همیشه به دنبال دوست می گردند. چشم عسلی ها معمولا از کودکی روی پای خود بزرگ شده و دوست ندارند به دیگران تکیه کنند.



مرادر یاب

خدایا راهی نمی بینم وآینده پنهان است

         اما مهم نیست٫همین کافی است

         که تو همه چیز را می بینی ومن تو را .

خدایا در این دنیا پیوسته در معرض نابودی ٫هلاک ومرگ هستم

در دل می گویم :

خدایا به خاطر بندگانت معجزات بیشمار می کنی

         پس به نجات من هم بیا ٬

        مرا موهبت بخش که در تو زندگی کنم ٬

پیش بروم و نفس گسیخته رابکشم .

          مبادا که از یاد ببرم

         تو پناه وآسایش من هستی

با دستی دامن تو را می گیرم

         با دستی دیگر به تهیدستان ودرد مندان یاری میرسانم

            مرادر اوقات تنهایی ونیاز مندی تنها مگذار٬

 

ای رحیم وبخشنده

 مرا دریاب

بهلول

روزی بهلول از در خانه ابو حنیفه می گذشت . شنید با شاگردان خود می گوید :امام صادق (ع)سه مطلب می گوید که من آن را نمی پسندم .

-اول آن که شیطان به آتش دوزخ عذاب خواهد شد ٫

در حالی که خداوند شیطان را از آتش آفرید .

 چگونه ممکن است آتش به وسیله ی آتش بسوزد وعذاب شود.

-دوم اینکه خدا را نمی توان دید .

چگونه ممکن است چیزی موجود باشد ودیده نشود.

-سوم :انسان فاعل فعل خویش است وحال آنکه نصوص بر خلاف آن است .

هنگامی که بهلول این سخنان را شنید٫کلوخی برداشت وبه سوی او پرتاب کرد .

شاگردانش بهلول را گرفتند ونزد خلیفه بردند .

بهلول گفت:از من چه شکایتی داری؟من که کاری انجام نداده ام.

گفت:تو کلوخی بر پیشانی من زدی وسر مرا به درد آوردی .

بهلول گفت:درد کجاست ؟آن را به من نشان بده.

ابوحنیفه گفت:درد را نمی توان دید.

بهلول:اولاً تو خود گفتی آنچه را نتوان دید موجود نیست.

ثانیاًاین که گفتی سرت بر اثر اصابت کلوخ درد آمده٫دروغ می گویی٫زیرا تو معتقدی شیطان به آتش نمی سوزد.

زیرا اواز جنس آتش است پس تو نیز که از جنس خاکی و از خاک آفریده شده ای ٫نباید از خاک وکلوخ معذب شوی .

ثالثاً تو گفتی انسان فاعل فعل خود نیست٫پس تو چه شکایتی از من داری؟وچرا ادعای قصاص می کنی؟

صدای پای........

یا مقلب القلوب والابصار                        

لحضه ی ملاقات سپیدی وسبزی ٫لحظه ی مبارکی است .لحظه ای که هرسال فقط یکبار روی می دهد .تحویل از سپیدی به سبزی ٫انقلاب رنگ است  . انقلابی که دیده ودل را دگرگون می کند  .رنگی که دیده می بیند وبر دل می نشیند.               

ودرست همان لحظه -اگر دعایمان مستجاب  شده باشد-نه دیگر آن دل ٫آن دل است که بود ونه دیده همان .که هردو تغییر کرده اند .به رنگی وبه دیداری .وروزمان نو می شود.

یا مدبر اللیل والنهار

همانند این لحظه ٫به نوعی دیگر ٫بار ها وبارها درطول سال نیز روی می دهد .وقتی در فجر صبحگاهی ٫سیاهی به نور تحویل می شودکه مبشر روز است وکار وتلاش٫راهی است جدید برای پیش رفتن و وقتی در خواب زیبای نور در افق سرخ فام غروب سیاهی جای نور راموقتا می گیرد ٫امکانی است برای آسایش وتعمق . وهر دو تدبیری که هر زمان روزی نو وبهتر باشد وهرشبمان آسوده تر .

یا محول الحول والاحوال

در هر تحویلی ودر هر رنگی ٫از سپیدی به سبزی ٫از نور به سیاهی یا سیاهی به نور اگر اهلش باشیم٫ذره ای یا ذره هایی بر جان ودل ودیده مان می نشیند واگر قانون زندگی وشیوه ی راه آمدن با چنین تحویل وتحولهایی را بدانیم ٫پیشتر می رویم .وحامان خوشتر می شود.

حول حالنا الی احسن الحال

حالمان ذره ٫ذره باغبار بوی رنگها دگرگون می شود وهر بار خوشایندتر . "تا کجا؟تاچند؟..."کاش قانون تحویل و راه تحول رابدانیم.

 

عمو نوروز

   

عمو نوروز ،بله! عیدی می خوام

شب ،شب عید ومن عیدی می خوام

بگوبگو تاکه بیام به پیشوازت

بگوبگو تاکه برات سکه بیارم

سمنو وسماق ،سرکه بیارم

عمو نوروز،بله!عیدی می خوام

عمو نوروز بده،عیدی بده 

                                                                               تقدیم به تمام منتظران عیدی عمو نوروز

راز پولدار شدن

وقتی بااستون کار می کردم به من گفت:از تومی خواهم که هدف بزرگی انتخاب کنی درآن زمان درآمدمن سالانه ۸۰۰۰ دلار بود با خودم گفتم (من میخواهم سالانه یک صد هزار دلار کسب کنم )برای همین می گفتم(خواسته ام را اعلام و باور می کنم طوری رفتار می کنم که انگار به خواسته ام رسیدم) این کارراانجام دادم .هروز چشمانم رامی بستم وتصور می کردم که خواسته ام برآورده شده ویک اسکناس صد هزار دلاری درست کردم وبه سقف چسباندم وهروز بانگاه کردن به آن هدفم را به یاد می آوردم حدود ۴هفته بعد کتابی نوشتم وباخود فکر کردم که با فروش چهار صدهزار تای آناین مقدار پول به من می رسد۶هفته بعد برای ۶۰۰ استاد سخنرانی داشتم که در پایان سخنرانی با خانمی آشنا شدم وبا من مصاحبه کردبعد از آن مصاحبه فروش کتابم چند برابر شدوبعد از ظرف چند ماه  به هدفم رسیدم این همان شگفتی قانون جذب بود که فقط با جملات مثبت وافکار مثبت مرا به درآمد یک میلیون دلاری رساند