تست آرامش

آرامش قلب شما بستگی به نوع رفتاری دارد که با آن دارید. اگر می خواهید خوشبختی و آرامش درونتان را محکی بزنید با ما همراه شوید و به سوالات زیر پاسخ دهید…
۱ـ زمانی که می خواهم بخوابم:
الف. اغلب مواقع به سختی به خواب می روم و صبح ها کمی گیج و کسل هستم.
ب. مثل یک کودک به خواب می روم و صبح زود قبل از زنگ ساعت بیدار می شوم.
ج. من شب زنده دارم. صبح ساعتم چندین بار زنگ می زند. دوست دارم روزهای تعطیل تا لنگ ظهر بخوابم.
۲ـ روز کاری من:
الف. با استرس زیادی همراه است. در اداره فشار کاری زیادی را تحمل می کنم و نمی توانم آرامشم را حفظ کنم.
ب. مشغله زیادی دارم و کارم زیاد است اما می توانم از عهده آن بر بیایم و کارهایم را مدیریت کنم. هر روز کمی وقت به خودم اختصاص می دهم.
ج. وحشتناک است. از روز اول هفته وحشت دارم.
۳ـ وقتی کسی با ماشین جلوی من ترمز می کند:
الف. بی صدا چند ناسزا حواله اش می کنم و یکی دو دقیقه حرص می خورم.
ب. اهمیتی نمی دهم.
ج. عصبانی می شوم، گاهی از کوره در می روم و با خشونت با او رفتار می کنم.
۴ـ تعهد اجتماعی و اعمال معنوی من:
الف. زیاد است. برای اعمال معنوی ام وقت می گذارم.
ب. خیلی زیاد است. اعمال مذهبی را انجام می دهم.
ج. به نظرم بی فایده است. وقت فکر کردن به این چیزها را ندارم.
۵ـ سیگار:
الف. هر روز سیگار می کشم.
ب. در هفته چند نخ سیگار می کشم.
ج. معمولا سیگار نمی کشم ولی وقتی می کشم افراط می کنم.
تبصره: کسانیکه سیگاری نیستند گزینه ب را انتخاب کنند.

نتیجه تست

اگر گزینه الف بیشتر است:
زندگی چندان ناخوشایند نیست اما می تواند بهتر و راضی کننده تر نیز بشود. شما برای پرداخت قرض ها و مسوولیت های خانوادگی گیر افتاده اید. اگر مراقب نباشید امکان دارد این مسایل زندگیتان را به هدر بدهد. سعی کنید با ترفندهایی ساده و آسان بر استرس هایتان غلبه کنید و زندگی را به کام خود شیرین سازید.
اگر گزینه ب بیشتر است:
بیشتر اوقات شما شاد هستید. یاد گرفته اید که در آشفتگی ها نیز آرام باشید و از زندگی لذت ببرید حتی زمانی که همه چیز رو به راه نباشد. با عملکردی که دارید امکان ابتلا به مشکلات قلبی را محدودتر می کنید.
اگر گزینه ج بیشتر است:
شما ستون های دنیا را روی شانه هایتان گذاشته اید. این امر به قلبتان فشار می آورد. عواملی چون استرس، عصبانیت، بی خوابی، افراط در مصرف سیگار و … احتمال ابتلا به فشار خون، چاقی مفرط، و دیگر بیماری ها را بالا می برد. داشتن قلبی سالم و خوشبخت را در اولویت زندگیتان قرار دهید.

روانکاوی بر اساس میز کار

حتماً شما هم این تجربه را دارید که وقتی بچه بودید و بزرگ ترها کمد یا چمدانشان را مرتب میکردند، کنار آنها نشسته و به وسایل آنها خیره میشدید. انگار نگاه کردن به لوازم دیگران همیشه برای ما لذتبخش است. کمی که بزرگتر شدیم، اشیا و لوازم منزل دیگران نظر ما را به خود جلب میکرد. آیا این لوازم و ترکیب قرار گرفتن آنها با هم هارمونی و هماهنگی دارد؟ آیا از رنگ و مدل وسایل خوشتان میآید؟ آیا سلیقه دیگران را میپسندید؟ وقتی بزرگ تر و پخته تر شدیم، اشیا و وسایل بقیه، معانی دیگری هم برایمان پیدا کرد؛ یعنی دیگر فقط به سلیقهای که به خرج دادهاند دقت نمیکنیم، بلکه از روی لوازم و وسایل آنها میتوانیم شخصیت و علائقشان را هم بشناسیم. میتوانیم بفهمیم نگاهشان به زندگی چگونه است؟ روحیات و خلقیاتشان چیست؟ به چه چیزهایی علاقه مندند؟ چه رنگها و نقشهایی آنها را به خود جلب میکند؟ حتی اگر دقیقتر باشید، میتوانید نقاط ضعف یا قوت دیگران را هم با نگاه کردن به اتاق و وسایل آنها تشخیص دهید. مشابه این کار را در سریالهای شرلوک هولمز مشاهده کردهاید. شرلوک هولمز نماد بارزی است از کسی که با نگاه کنجکاو، دقیق و هوشمندانه خود میتواند از روی وسایل یا رخدادهای کوچک به رمز و رازهای بسیاری پی ببرد؛ کاری که بیشتر شبیه کارآگاهی است. اما روانشناسان معتقدند هر کسی میتواند تبدیل به شرلوک هولمز شود و با دقت در اتاق و وسایل کار اطرافیان خود به شناخت دقیقتر و کاملتری از شخصیت آنان دست یابد. برای مثال، مدتی پیش در یکی از مجلات خارجی مقالهای درباره حرف زدن میز کار و اتاق کار با افراد چاپ شده بود! بله، تعجب نکنید. در این مقاله اشاره شده بود که واقعاً میز کار افراد میتواند حرف بزند و درباره صاحب میز اطلاعات جالبی به ما بدهد.
حتی این اطلاعات بسیار بیشتر از حدی است که بتوانیم تصورش را بکنیم. در این مقاله کارشناسان، پس از یک دوره طولانی (چند دههای) تحقیق و بررسی و به یمن زیر و رو کردن میزهای کار افراد مختلف توانسته بودند سرنخهایی باورنکردنی برای کشف رازهای شخصیتی صاحب میز پیدا کنند.برای مثال، یک میز خالی از لوازم شخصی در بسیاری از موارد نشان میدهد که صاحب میز، نقش و یا کار چندان خاصی در شرکت ندارد. همچنین میتواند حاکی از نوعی عدم رضایت شغلی و نداشتن تعلق خاطر به کار باشد. البته کارشناسان معتقدند که در نگاه اول گول نخورید و توجه داشته باشید که تزئینات ظاهری یا اشیای روی میز همیشه و به صورت دقیق، پنجرهای رو به سوی حالت درونی و روحی افراد نیست؛ اما با نگاهی تیزبین و پرسشهای حسابشده، دسترسی به بسیاری از خصوصیات شخصیتی و اطلاعات رفتاری و در پی آن برقراری ارتباطات موفقتر و مؤثرتر فراهم میشود. و اما نتیجه تحقیقات در این زمینه را ملاحظه کنید.

ساعت رومیزی گوشه میز کار!

کارشناسان معتقدند از روی یک ساعت رومیزی کوچک سرنخهای زیادی میتوان به دست آورد. کسانی که توجه چندانی به زمان ندارند، کارمندان بدی نیستند؛ اما در مقایسه با افرادی که هر دقیقه را میشمارند و برای هر دقیقه از زمان ارزش قائلند، وجدان کاری و احساس مسؤولیت کمتری دارند. علاقهمندان به ساعت و شمردن دقایق کاری، اغلب افرادی منظم و وظیفه شناس و سختکوش هستند و بعضی اوقات کمی هم وسواسی میشوند! دانشمندان در تحقیقات خود دریافته اند که کارمندان منظم و دقیق حدوداً هر ۱۵ دقیقه یکبار به ساعتشان نگاه میکنند و آن را جایی جلوی دید قرار میدهند. آنها اغلب یکی از امنترین فضاهای روی میز یا اتاق کارشان را برای قرار دادن ساعت انتخاب میکنند!

یادداشت گذارهای حرفه ای!
افرادی که علاقه زیادی به نصب کاغذهای کوچک یادآوری یا برنامه به در و دیوار، رایانه و خلاصه هر گوشه و کناری از میز دارند، اغلب افرادی پرمشغله و ناآرام هستند که یک زندگی شغلی یا خصوصی تقریباً پرتلاطم، شلوغ و حتی تا حدی طاقتفرسا دارند. پژوهشها نشان داده است، بیشتر افرادی که به کاغذ کوچک یادداشت متوسل هستند، متأسفانه احساس خستگی و آشفتگی کرده و حس میکنند به آخر خط کاری نزدیک میشوند!

تصاویر و عکسهای خانوادگی
پژوهشگران شخصیت از عکسهای روی میز کار، تعبیر و تفاسیر مختلفی دارند. عدهای این عکسها را تنها نشانههایی کلیشهای میدانند؛ در حالی که عدهای دیگر معتقدند این عکسها نشانه نزدیکی و پیوندهای قوی عاطفی و خانوادگی است. عدهای دیگر هم بر این باورند کارمندانی که به نوعی احساس گناه از زیاد کار کردن و دور ماندن از خانواده دارند، اغلب چنین عکسهایی را روی میز کارشان قرار میدهند. در هر صورت، نکته مهم این است که صورت افراد در این عکسها چه حالتی دارد و به کدام سمت متمایل است. آیا مستقیماً روبهروی فرد قرار دارد یا به سمت دیگری چرخیده است. اگر صورت به سمت دیگری متمایل باشد، نشان میدهد که عکس به خاطر علاقه به خود فرد است؛ اما حالت اول بیشتر به یادآوری کسی برمیگردد که در عکس است.

نظم و ترتیب زیاد
هرچه اتاق مرتب تر باشد، حس قوی تری از حضور در یک فضای رسمی و کاملاً اداری را به مخاطب القا میکند و در واقع محل کاری است که برای صاحب آن یک فضای غریبه به شمار میآید. برعکس، اگر محل کار شلوغ باشد و وسایل غیرکاری بیشتری در آن به چشم بخورد، به نوعی بازگوکننده حس راحتی و امنیت است؛ بهطوری که شاید راحتی خانه را برای فرد تداعی کند. در چنین فضایی او میتواند «خودش» باشد و نامنظمیهای خاص خودش را هم داشته باشد و نشان دهد!

انرژی بخشها!
تابلوهای زیبا، جملات الهامبخش و پوسترهای مناظر طبیعی برای بسیاری از افراد در نقش نوعی شارژکننده و انرژی بخش عمل میکنند؛ تا جایی که پژوهشگران به این وسایل، تنظیم کنندههای افکار و احساسات لقب دادهاند. کارمندی که در محل کار خود یکی از این چیزها را داشته باشد، کسی است که کارش را دوست دارد و میخواهد به خوبی آن را انجام دهد. او امیدوار است وظایفش را به بهترین شکل به انجام برساند و از خیلی چیزها برای انجام هرچه بهتر کارش کمک میگیرد.

گرمابخشها!
کارهای دستی زیبا، عروسک، اسباب بازیهای بامزه و سرگرم کننده، مجسمه و… بر روی میز کار، ساده ترین نشانه های وجود حس همدلی، گشادگی، راحتی و گرمی و محبتاند. این اقلام همان مواردی هستند که یکی از پژوهشگران برجسته در این زمینه به آنها «اظهارکنندگان گرمی بخش» نام داده است.

مهمان نوازی
یک ظرف پر از شکلات و شیرینی، فلاکس چای، دسته گلهای زیبا یا هر چیز دیگری که به نوعی اشارهای به جلب توجه جمعی داشته باشد، نشانهای برای خوشامدگویی و بیانگر حس مهمان نوازی و پذیرش و تا حد زیادی صمیمیت فردی است. در واقع، نوعی توجه به اطرافیان که میتواند نشانهای از برونگرایی نیز باشد. در حالی که درونگراهای حقیقی اغلب تمایل چندانی به برقراری ارتباطات نزدیک و صمیمانه با اطرافیان ندارند و علائم برقراری ارتباط با دیگران روی میز کار یا در اتاق آنها بارز نیست.

نامنظم ها لو میروند!
نظم شخصی، یک ویژگی فردی است که اغلب تجاهل کردن به آن ناممکن است و تغییر آن هم در همان حد دشوار. یک آدم مرتب و منظم، میز مرتب و بانظم و ترتیبی دارد و یک میز مرتب و کاملاً تمیز، صاحبی مرتب و منظم. اصلاً تفاوتی نمیکند چقدر آدمهای نامنظم سعی میکنند مرتب باشند، چون معمولاً هر چقدر هم که در این راه عرق بریزند، بالاخره لو میروند و چیزی از جایی که نباید، سر درمیآورد؛ مثلاً یک مشت کاغذ مچالهشده داخل کمد! یا پوست شکلات که پشت مانیتور مانده، یک فنجان نشُسته در جاکتابی و خلاصه کلی چیزهای ریز و درشت که به سادگی قابل ردیابی هستند. همان طور که ملاحظه میکنید، همیشه راههایی برای درک و شناخت اطرافیان وجود دارد که میتوان اطلاعات جالبی از آنها به دست آورد. این اطلاعات و رسیدن به شناخت بیشتر فقط مختص اتاق و میز کار نیست. شما هم فکر کنید و ببینید از روی چه نشانه های دیگری میتوانید درک و شناخت خود را نسبت به دیگران افزایش دهید و به تدریج ارتباط مؤثرتری با اطرافیان برقرار کنید. موفق باشید.