سخن ماندگار


مشکلات امروز تو برای امروز کافی ست،
مشکلات فردا را به امروز اضافه نکن ...

دریافت انرژی کامل (راز خوشبختی)

 

قانون های ذهنی می گن خوشبختی یعنی رضایت.مهم نیست ...چی داشته باشی یا چقدر، مهم اینه که از همونی که داری راضی هستی یا نه؟!چون یه وقتهایی آدم خیلی چیزها داره اما باز هم احساس خوشبختی نداره! و بر عکسش...پس یه قانون وجود داره، که می گه:
 

میزان خوشبختی = میزان رضایت


حالا این سوال مهم پیش می یاد که چه طوری میشه در کل زندگی احساس رضایت کرد؟


زندگی مجموعه ای از لحظه هاست! چون پشت این لحظه، لحظه ی بعدیه و پشت اون لحظه ی بعدی و بعدی و ...پس، اگه می خوای در کلیت بزرگ زندگی راضی باشی اول باید تمرین کنی تا در لحظه راضی باشی.استاد می گفت:


"اگه کسی تصمیم بگیره فقط توی لحظه ی اکنون راضی باشه، بعد ، به لحظه ی بعدی ، که رسید، باز در لحظه ی اکنون راضی باشه و بعد به لحظه ی بعدی که رسید باز ..... می‌دونی چی می شه؟

اون فقط برای راضی و شاد بودن در یک لحظه تلاش کرده، اما یک دفعه می‌بینه پنج ساله که راضی و خشنوده! اگه کسی از لحظه ی اکنونش نا راضی باشه، بعد، از لحظه ی بعد هم نا راضی باشه ، بعد... یکهو به خودش می یاد و می بینه پنجاه سالشه و همه ی این پنجاه سال رو نا راضی بوده! "

به همین دلیل دانشمندان ذهنی به لحظه ی اکنون می گن: لحظه ی ابدی اکنون.

شرط رضایت اینه که در لحظه ی ابدی اکنون راضی و شاد باشی

اصلا" مهم نیست داری در لحظه ی اکنون چی کار می‌کنی، فقط تصمیم بگیر مراقبه کنی که از هر کاری که داری در لحظه انجام میدی احساس رضایت و شادی کنی.  به این کار می‌گن مراقبه ی لحظه ی ابدی اکنون. این کار، اتفاقا" بر خلاف تصور، کار خیلی راحتی نیست. دانشمندان ذهنی معتقدند در هر عمل و کاری که انجام میشه یه مقداری انرژی نهفته است و ما فقط در صورتی که روی اون کار مراقبه داشته باشیم میتونیم اون انرژی رو دریافت کنیم.

ببینین، مثلا" من از صبح شروع می کنم. از خواب بیدار می شیم، می‌ریم مسواک می زنیم و در همون حال به صد تا چیز فکر می‌کنیم غیر از مسواک زدن. بعد می‌ریم صبحونه می‌خوریم در حالی که فکرمون هزار جای دیگه است غیر از صبحانه خوردن. بعد... در واقع هر کاری که داریم انجام می دیم به همه چیز فکر می کنیم غیر از همون کار. این باعث می شه انرژی پنهان کارها رو دریافت که نمی کنیم، هیچ! کلی هم انرژی ذخیره شده مان را الکی خرج می کنیم!

شاید از مراسم چای در چین یا ژاپن شنیده باشین . اون در واقع یه جور مراقبه در لحظه ی ابدی اکنونه.

تمرین هایی برای درک و لذت بردن در لحظه ی ابدی اکنون:

تمرین 1 : برای خودتون یه استکان چای بریزین.با دقت سعی کنید فقط به کاری که دارین می کنین، فکر کنین. بعد در یه جای آروم بنشینید و با آرامش چای رو میل کنید. به این فکر کنید که با هر جرعه ی چای، همه ی انرژی موجود در آن را دریافت می‌کنید و لذت می‌برید. به لحظه لحظه ی خوردن چای دقت کنید. (اگه فکر دیگه‌ای اومد توی ذهنتون، خودتون رو شماتت نکنید. فقط آروم سعی کنید دوباره به خوردن چای برگردید.) بعد از اتمام، حتما" در دفتر مراقبه از خودتون تشکر کنید.

تمرین 2: مراقبه کنید در زمان مسواک زدن فقط به مسواک زدنتون فکر کنین. سعی کنید از این کار لذت ببرید.
 
تمرین 3: مراقبه کنید زمان خوردن غذا فقط به خوردن غذا فکر کنید. مجسم کنید با هر لقمه، انرژی موجود در غذا به همه ی سلول های بدنتون میرسه.از هر لقمه ی اون لذت ببرید.

نکته: غذایی که با مراقبه خورده میشه هرگز باعث چاقی های موضعی نمیشه. (در واقع وقتی ما غذا می خوریم در حالی که به صد چیز غیر از خوردن غذا فکر می کنیم، باعث انباشته شدن اون در جاهای نامناسب می شیم. بر عکسش هم صادقه. یعنی کسانی که هر چیزی که می خورن، چاق نمی شن، اگه روی غذا خوردن آگاهانه، مراقبه کنن، همه ی انرژی موجود در غذا رو دریافت می کنن. حتی می‌تونین مجسم کنین که دوست دارین غذا در چه قسمتی از بدن شما باعث چاقی بشه! وقتی دارین غذا می خورین توی دلتون با لقمه هاتون حرف بزنید! از لقمه ی نون و پنیر صبحتون بخواهید که همه ی نیروش رو به شما انتقال بده. (نخندین! جدی می گم! این یکی از مراقبه های هندوهاست!)

تمرین 4: این تمرین برای سیگاری هاست. اگه روی کشیدن هر سیگار مراقبه کنید، خیلی زودتر ارضا می شید و به تدریج تعداد سیگارهاتون کم و کمتر می شه.

به تدریج خودتون رو عادت بدید که هر کاری که دارین انجام می دین، فقط به اون فکر کنید و تصور کنید با این کار همه ی انرژی نهفته در اون کار رو دارین دریافت می کنین. خیلی سخته، اما شدنیه! شاید باورتون نشه اما به تدریج حتی از کارهایی که دوست نداشتید، به شدت لذت می برید. این قانون رو به یاد بسپرین: بر هر چیز که تمرکز کنیم، انرژی اون رو دریافت می کنیم. (در بعضی از مکاتب هندی حتی بر گریه کردن و اندوه هم مراقبه می کنند و معتقدند از اون هم میشه  انرژی دریافت کرد اما چون این بحث دیگه ایه و باید فرق بین ایجاد ماند با دریافت انرژی از اندوه رو بدونیم خواهش می کنم فعلا" در این مورد اقدامی نکنید!)


 
یک حکایت:
خوب می خوام یه حکایت از یه گورو ی ( استاد بزرگ) هندی بگم که توی یه کتاب خوندم. اون با مریدانش دسته جمعی با هم، در جایی بیرون شهر، زندگی می کردند. همه ی مرید های اون موظف بودند سالها پیش اون زندگی کنند و آموزش ببینند. یک روز یه نفر به اون استاد مراجعه می کنه و می گه شما چه طوری به این قدرت رسیدین که می تونین با نگاه دیگران رو شفا بدین؟ وقتی من مرید شما بشم، در طی این همه سال که باید پیش شما بمونم، چه تمرین هایی انجام میدیم؟ در طول روز چه  کار می کنیم؟

استاد می گه: ما صبح ورزش می کنیم. بعد صبحانه می خوریم. بعدکار می کنیم تا ناهار. بعد ناهار می خوریم. کمی استراحت می کنیم ، باز کار می کنیم و شب می خوابیم!

اون شاگرد عصبانی میشه و میگه امکان نداره! ما همه ی این کارها رو انجام می‌دیم اما قدرت شما رو نداریم. استاد می گه: هرگز شما مثل ما این کارها رو انجام نمیدید. شما صبحانه می خورید، کار می کنید، تفریح می کنید، در حالی که به چیز دیگه ای دارین فکر می کنین، اما ما وقتی صبحانه می خوریم فقط به خوردن اون فکر می کنیم! وقتی کار می‌کنیم فقط به اون کار فکر می کنیم. وقتی.....

بنابراین شما هیچ انرژی ای دریافت نمی کنید! اما ما همه ی انرژی های موجود در طبیعت رو دریافت می کنیم و با بخشیدن فقط مقداری از اون به بیمارها، باعث شفای اون ها میشیم!


خوب و حالا تمرین آخر:
 
یک بار دیگه این پست رو بخون و تصمیم بگیر همه ی انرژی موجود در کلمات اون رو دریافت کنی. لبخند بر لب داشته باش. حالا آماده باش تا در لحظه ی ابدی اکنون، شاد و راضی باشی. از همین حالا شروع کن! چون امروز اولین روز از روز های باقیمانده ی عمر توست!

سوره ای که سپر جهنم است

 
سوره ای که سپر جهنم است


قیصر، پادشاه روم به یكی از خلفای بنی عباس نوشت ما در انجیل دیده‌ایم هر كس سوره‌ای را بخواند كه خالی از هفت حرف باشد ، خداوند جسدش را بر آتش جهنّم حرام می‌كند و آن هفت حرف عبارتست از « ث » ، « ج » ، « خ » ، « ز »، « ش » ، « ظ » و « ف » . ما، در تورات و انجیل آن سوره را نیافته‎ایم، آیا در كتب خود چنین سورهای را دارید؟ و اگر جواب مثبت است مراد از این حروف هفتگانه چیست؟

خلیفه عباسی ، علماء و دانشمندان را جمع كرد و سؤال را مطرح نمود. لكن هیچ یك نتوانستند جواب سؤال را بدهند ؛ به ناچار سؤال را از حضرت هادی علیهم‎السلام پرسیدند . حضرت هادی علیهالسلام فرمود : آن سورهای كه آنها در جستجوی آن هستند و در كتب آسمانی سابق نیافتند، در قرآن مجید موجود است و آن سوره ، « سوره حمد » است كه هیچ یك از این حروف هفتگانه در آن نمیتوان یافت .

پرسیدند : حكمت آن چیست و این حروف علامت چیست ؟
حضرت فرمودند :
« ث » اشاره به « ثبور » دارد ؛

« ج » اشاره به « جحیم » دارد ؛
« خ » اشاره به « خبیث » دارد ؛
« ز » اشاره به « زقّوم » دارد ؛

« ش » اشاره به « شقاوت » دارد ؛
« ظ » اشاره به « ظلمت » دارد ؛
« ف » اشاره به « فرقت » دارد .

این پاسخ را برای قیصر روم فرستادند؛ چون جواب به پادشاه رسید بسیار مشعوف شد و دانست كه دین حق همان اسلام است و لذا بلافاصله به اسلام گروید .


Click this bar to view the original image of 752x567px and 66KB.


منتخب التواریخ،ص 795.

بخندید!

 

 

 

تاثیر خنده و ورزش بسیار مانند هم است. در هنگام فعالیتهای عادی خود بخندید. خنده کالری می سوزاند، اندروفین مفید را افزایش میدهد. استرس را کاهش و ایمنی بدن را افزایش میدهد. قهقهه حتی رضایت شغلی شما را زیادتر و اعتماد به نفس را بیشتر می کند و به شما کمک کند از موانع رد شوید. عادت کنید هر دو ساعت یکبار بخندید و سلامت شما را مانند خوردن یک سیب در روز تضمین خواهد کرد.

اگر دلتان شور می زند، بخوانید!



بسیاری از ما و اطرافیان مان گاه و بیگاه دچار اضطراب و دلشوره می شویم. اما چنین اضطراب هایی تا کجا طبیعی اند؟ این اضطراب ها از کی نیازمند بررسی های روان پزشکی هستند؟
زندگی نیوز: این پرسش ها را از دکتر مریم رسولیان، روان پزشک و استادیار دانشگاه علوم پزشکی ایران، پرسیده ایم و ماحصل، گفتگویی شد که می خوانید.

▪ خانم دکتر! در برخوردهایمان با دوستان و آشنایان، افرادی را می شناسیم که خیلی زود نگران می شوند و در ذهنشان همیشه بدترین حالت ممکن را تصور می کنند. اگر فرزندشان ۱۰ دقیقه دیرتر به خانه برسد، چنان دچار اضطراب می شوند که انگار واقعا تصادف کرده. این را می توان یک اختلال روانی دانست؟

ـ زود نگران شدن را روان پزشکان، اضطراب می نامند. افرادی که در مورد مسایل روزمره زندگی زود نگران می شوند و همواره درباره کارهای معمول زندگی پیش بینی منفی دارند، افرادی مضطرب هستند اما احساس اضطراب لزوما غیرطبیعی نیست و حتی در مواردی سبب افزایش کارایی افراد می شود. به عنوان نمونه، بیشتر دانش آموزان و دانشجویان در ایام امتحان دچار اضطراب می شوند و بهتر و بیشتر درس می خوانند؛ یعنی نسبت به روزهای معمول سال، توانایی بیشتری برای درس خواندن پیدا می کنند، کمتر می خوابند و دیرتر خسته می شوند؛ در حالی که افرادی که اضطراب بیمارگونه دارند، اگرچه کمتر می خوابند و نگران درسشان هم هستند اما به دلیل شدت اضطراب دچار کاهش تمرکز می شوند و افت عملکرد پیدا می کنند. این مقایسه در زمان امتحان هم صدق می کند؛ یعنی افراد مضطرب با وجود اینکه درس را بلد هستند، به دلیل شدت اضطراب نتیجه مطلوبی کسب نمی کنند.

▪ پس اضطراب هم خوب و بد دارد؟
ـ بله؛ اضطراب، احساسی ناخوشایند و فراگیر است که همه انسان ها آن را تجربه می کنند. وقتی اتفاق ناخوشایندی در زندگی فردی یا اجتماعی از افراد پیش می آید، اضطراب یک تجربه قابل انتظار و بهنجار به حساب می آید و به عبارتی لزوما تجربه اضطراب یک تجربه نابهنجار نیست. اگر فردی بعد از فهمیدن اینکه مبتلا به یک بیماری صعب العلاج شده، اضطراب را تجربه کند؛ این یک واکنش بهنجار و انطباقی است اما اگر در برابر یک سرماخوردگی هم طوری مضطرب شود که انگار مبتلا به یک بیماری وخیم شده، این یک تجربه بیمارگونه است. ابتلا به بیماری بدخیم یا وقوع حوادث ناگوار در زندگی هر فردی محتمل است. افراد مضطرب در زندگی به این احتمال اهمیت زیادی می دهند و با روبه رو شدن با هر واقعه غیرقابل انتظار، ناخوشایندترین واقعه را حدس می زنند. وقتی فرزندتان ۱۰ دقیقه دیرتر به منزل می رسد، اولین فکری که به ذهن شما به عنوان یک والد غیرمضطرب می رسد، این است که راه شلوغ بوده یا فرزندتان سر راه رفته است خرید یا با دوستش حرف می زند یا چیزی از این قبیل؛ اما والدین مضطرب فکر می کنند که فرزندشان تصادف کرده یا دزدیده شده یا چیزی از این قبیل. این مقایسه نشان می دهد که ارتباط مستقیمی بین افکار و احساس های افراد وجود دارد اما نمی توان به طور قطع گفت که احساس اضطراب فکر بد را به دنبال دارد یا فکر بد احساس اضطراب را به همراه خود می آورد اما هر کدام که باشد، غیرطبیعی است و برای خود فرد و اطرافیان آزاردهنده است.

▪ این اضطراب در چه جنسی و در چه گروه سنی رایج تر است؟
ـ اضطراب و بیماری های اضطرابی در زنان و جوانان بیشتر دیده می شود. اصولا خانم ها تجربه های هیجانی بیشتری دارند و اختلال اضطراب منتشر و فوبیا (هراس) در زنان بیشتر دیده می شود اما در مورد وسواس، شیوع آن بین زنان و مردان تفاوت بارزی ندارد.

▪ چقدر این حالت به تیپ شخصیتی افراد بستگی دارد؟
ـ بین تجربه اضطراب و ویژگی های شخصیتی افراد، ارتباط تنگاتنگی وجود دارد. اگرچه اصولا بین شخصیت و بیماری باید تفکیک قایل شد، بعضی از تیپ های شخصیتی مانند شخصیت های وسواسی، وابسته، اجتنابی یا مرزی، زمینه تجربه اضطراب را بیشتر از سایر شخصیت ها دارند.

▪ آیا همه افراد به یک صورت اضطراب را تجربه می کنند؟
ـ نه! بعضی از افراد اضطراب را بیشتر به صورت نشانه های جسمی مانند تپش قلب، تعریق، لرزش، تکررادرار، اسهال، سوزش سردل یا احساس گیر کردن لقمه در گلو تجربه می کنند اما در گروهی دیگر، افکار اضطرابی و نگرانی فکری نشانه غالب است و به عبارتی، بعضی اضطراب را با علایم جسمی و بعضی با علایم روانی تجربه می کنند. اصولا اگر اضطراب گسترده بدون یک زمینه مشخص تجربه شود و نگرانی فرد در مورد مسایل روزمره زندگی و در اکثر امور دیده شود، به آن اضطراب منتشرگفته می شود. اختلال های اضطرابی شامل این موارد است: اضطراب منتشر، حمله هراس (پانیک)، ترس مرضی (فوبیا)، وسواس و اختلال استرس پس از حادثه (که بین مردم به نام موج انفجار رایج است). اگر اضطراب گسترده و نامحدود باشد، اضطراب منتشر است. اگر نشانه های اضطرابی به صورت حاد، شدید و دوره ای تجربه شود، حمله هراس نامیده می شود. فوبیا به تجربه اضطراب در مواجهه با یک موقعیت یا شی ء ترسناک گفته می شود. وسواس، افکار تکراری و مزاحمی است که در اکثر موارد فرد برای کاهش اضطراب ناشی از این افکار مزاحم مجبور به انجام کارهای تکراری می شود. مثلا فکر مزاحم یک نفر درباره اینکه بدنش نجس است، او را مجبور می کند که مکررا اقدام به شست وشو کند یا فکر می کند که در شمردن پول یا بستن در اشتباه کرده است و در نتیجه این کارها را مکررا تکرار می کند تا مطمئن شود. فرد وسواسی می داند که افکارش نادرست است اما وقتی فکر به ذهنش خطور می کند قادر به نادیده گرفتن فکرش نیست. در اکثر موارد فرق افراد وسواسی با افراد بهنجار در این است که افراد بهنجار هم افکاری مشابه افراد وسواسی به فکرشان می رسد اما فکر سریع از ذهنشان عبور می کند و آنها بر آن متمرکز نمی شوند.

▪ مرز اضطراب و وسواس فکری کجاست؟
ـ افکار اضطرابی، زمینه گسترده ای دارند و به یک موضوع خاص اختصاص ندارند اما معمولا وسواس به یک فکر یا رفتار خاص محدود می شود؛ مانند شست وشو، شمردن و افکار مزاحم مشخص. به عبارتی هر فرد وسواسی اضطراب هم دارد اما هر فرد اضطرابی وسواس ندارد.

▪ کی باید نگران این رفتارها باشیم؟
ـ وقتی این رفتارها برای فرد یا اطرافیان سبب آزار و محدودیت شود، اختلال به حساب می آید و نیاز به مداخله دارویی یا روان درمانی دارد.

▪ می توان این رفتار را اصلاح کرد؟
ـ مسلما مانند همه اختلال های دیگر، این اختلال هم درمان دارویی و روان درمانی دارد که بسته به نوع تشخیص روان پزشک بر مبنای ویژگی های شخصیتی یا تشخیص نوع اختلال، نوع درمان مشخص می شود و درمان ها بیش از ۵۰ درصد موثر هستند. این بهبودی تاثیر بسیار واضحی بر کیفیت زندگی فرد و اطرافیان او دارد و کاهش اضطراب، حتی به میزان ۱۰ درصد نیز در کیفیت زندگی اثر مثبتی خواهد داشت.
__________________



شخصيت شناسي با كتاب محبوب شما

اگر چه شما نمي توانيد هميشه محتواي يک کتاب داستان را از روي جلد آن و يا توضيحات پشت جلدش، تشخيص دهيد اما در عين حال مي توانيد از روي نوع کتابي که انتخاب مي کنيد يعني رمان، مهيج، جنايي، تخيلي و … مي توانيد شخصيت خود پي ببريد. واقعاً از چه کتابي بيشتر از همه لذت مي بريد تا بتوانيد پي به شخصيت خود ببريد ؟

کتاب داستان و رمان

دقيقاً مانند شخصيت هاي درام و رمانتيک اين جور کتاب ها، شما به فمنيست تمايل داشته و رمانتيک هستيد! شما جزء آن دسته افرادي هستيد که دوست دارند هميشه خانه شان پر از گل و شمع هاي خوشبو کننده باشد. براي شما يک رمان واقعي يعني اين باور و عقيده که هر آرزويي مي تواند به حقيقت بپيوندد، خواه مربوط به يک هدف بلند و مدت دار باشد و خواه خريد يک خانه در محيطي زيبا و پر از گل.

کتاب داستان هاي حادثه اي

شخصيت منحصر به فرد کتاب هاي حادثه اي در دنيايي از هيجان و ماجرا زندگي مي کند و شما به سمت آنها کشيده مي شويد زيرا شما هم مانند آنها از هيجان و شور و ماجراجويي در زندگيتان لذت مي بريد. شجاع و خلاق و پر جنب و جوش هستيد به دنبال چيزهاي غير متعارف مي رويد و تجربه هاي تازه را دوست داريد خواه اين تجربه يک سرگرمي جديد باشد با درست کردن يک غذاي تازه. تمايل شما به چيزهاي جديدي که اصلاً نسبت به آنها تجربه اي نداريد و لاجرم کمي ماجراجويي نيز در آنها نهفته است براي شما مانند غذاي روح است.


کتاب داستان هاي بسيار ترسناک

…آه! چيزي زير تخت است؟! چه کسي مي ترسد؟! مسلماً شما نه! داستان هاي اين چنيني پر از موقعيت هاي ترسناک و وحشتناک هستند اما به هر حال قهرمانان شان هميشه خود را آن قدر شجاع و قوي ميابند که به سراغ ناشناخته ها رفته و سرانجام پيروز از ميدان خارج مي شوند. شما هميشه جذب اين کتاب ها مي شويد زيرا شما نيز مانند قهرمانان اين کتاب ها، نيرويي داريد که به شما کمک مي کند تا بتوانيد موقعيت هاي دشوار را به خوبي پشت سر بگذاريد و زماني که ديگران به کمي قوت قلب و حمايت نياز دارند تنها به شما نگاه کرده و از شما الهام مي گيرند! به ياد داشته باشيد اين جسارت و شهامت با ماجراجويي تفاوت دارد، کساني که عشق ماجراجويي دارند درست است که سر نترسي دارند، اما الزاماً هر موقعيت ترسناكي را نمي توانند تحمل کنند!

کتاب داستان هاي پليسي، کاراگاهي

بدون اينکه از محتواي کتاب اطلاع داشته باشيد بلافاصله به سراغ کتاب هاي آگاتاکريستي مي رويد زيرا مي دانيد قهرمان آن پوآرو، آن قدر شما را به دنياي جذاب و جالبي مي برد که ارزش خريد آن را دارد. درست مانند قهرمانان کتاب هاي پليسي به سرعت برق و باد تصميم گرفته و آن را عملي مي کنيد و به ندرت تحت تاثير فشار ناشي از يک موقعيت قرار مي گيريد. شما به دانش و توان ذاتي خود تکيه داريد؛ همان ضمير خوداگاهي که به شما مي گويد چه چيزي درست و چه چيزي نادرست است و اين ضمير خودآگاه هيچ گاه شما را به اشتباه نمي اندازد!


کتاب داستان هاي تخيلي

قهرمانان اين نوع کتاب ها بالقوه افرادي با اراده و باهوشي هستند که مي توانند با هر مشکلي دست و پنجه نرم کرده و پيروز و سربلند از ميدان خارج شوند!

اگر شما از خواندن اين نوع کتاب ها لذت مي بريد، به اين علت است که هميشه آماده رويارويي با يک چالش بزرگ هستيد. در واقع شما هم مانند قهرمانان اين نوع کتاب ها، هيچ گاه در موقعيت هاي دشوار دچار استرس نشده و هميشه آماده ايد تا با مشکل بعدي نيز مبارزه کنيد! ظرفيت شما در رويارويي با مسائل و مشکلات قابل تحسين است. معمولاً خوانندگان اين نوع کتاب ها، سراغ سخت ترين کارها و آزمون ها رفته و سربلند هم بيرون مي آيند.

سخن بزرگان

در مورد اتفاقات نه قضاوت کن و نه محکوم کن ..چون تو نمی دانی چرا چیزی اتفاق می افتد..همان طور که نمی دانی دلیل اتفاق افتادن آن چیست.و این را به خاطر داشته باش هر که را محکوم کنی ترا محکوم خواهد کرد و در مورد هر چه قضاوت کنی روزی خودت مورد قضاوت قرار می گیری...