کبوتر با کبوتر .باز با باز
|
دکتر عباس رحيمينژاد/روانشناس و عضو هيات علمي دانشگاه تهران/تشابه هويتي؛ مهمترين عامل در موفقيت ازدواج قبل از ورود به بحث، لازم است جايگاه «هويت» و زمان شکلگيري آن را مورد توجه قرار دهيم. اريکسون به خوبي موضوع، بحران هويت، سردرگميهويت و هويتيابي را مورد بررسي قرار داده است. روانشناسان آغاز دوره نوجواني را زمان شروع بحران هويت و پايان نوجواني و آغاز جواني را زمان شکلگيري هويت ميدانند. بروز بحران هويت معمولا با اين پرسش نوجوان که من کيستم؟ مطرح ميشود. نوجوان براي پاسخ به اين سوال اقدام به تلاشي همهجانبه و گسترده ميکند اما ممکن است سالها زمان ببرد تا به جوابهاي قانعکننده دست يابد. پس از شکلگيري هويت، جوان وارد مرحله بعدي رشد شخصيت ميشود در اين مرحله که صميميت نام دارد، جوان تمايل دارد بدون از دست دادن مرزهاي هويتش با همسر آينده خود هويتش را به اشتراک گذارد و تشکيل خانواده دهد. روانشناسان تحول شخصيت معتقدند اگر نوجوان نتواند به تصوير روشني از هويت خود دست يابد و از نظر هويتي تکليفش با خودش و آينده خودش روشن نشود در مرحله بعدي و در جواني براي ازدواج با مشکلات جدي مواجه خواهد شد. بنابراين جواناني که هويت سردرگمي دارند و نيز جواناني که هنوز در بحران هويت به سر ميبرند از جمله كساني هستند که آمادگي رواني براي ازدواج ندارند و در صورت ازدواج شاهد بروز مشکلات متعددي خواهند بود. بنابراين ازدواج يک جوان هويت يافته با همسري که از نظر هويتي سردرگم يا بحرانزده است خطر شکست تشکيل خانواده را افزايش خواهد داد. اين موضوع براي مردان بيشتر تعيينکننده است. به عبارت ديگر احتمال شکست در مديريت خانواده و اداره زندگي و خوشبخت کردن همسر آينده در مردي که هويت سردرگم دارد يا هنوز در بحران هويت به سر ميبرد بيشتر از زني است که مشکلات هويتي دارد. علت اين تفاوت نيز در انتظار زنان از شوهرانشان است. زنان دوست دارند با مرداني زندگي کنند که بتوانند به آنها تکيه کنند و شخصيت آنها را محکم و استوار (مردي هويتيافته در جهت نظام ارزشي آنها) بدانند. زنان دوست ندارند به مردي تکيه کنند که خود مانند ديوار شکستهاي به نظر ميرسد و هر لحظه ممکن است فرو بريزد. |